يحيى دولت آبادى

291

حيات يحيى ( فارسى )

و ايران و هندوستان دارند و هرقدر هم كه از عثمانيان ناراضى باشند يك دولت مسيحى را بر مسلمان ترجيح نميدهند با آنها چه رفتار خواهند كرد چنان كه اين مسئله از يادداشت كوچكى كه به خط ميرزا زين العابدين خان شريف منشى سفارت انگليس در تهران ديده شد بيكى از دوستان پدرم نوشته است در موقعى كه او عازم رفتن به زيارت كربلا و نجف بوده است در حدود يكهزار و سيصد و هفت ( 1307 ه ) و قطعا بدستور وزير مختار انگليس بوده است . منشى مزبور در اين يادداشت مينويسد حضرت آقاى وزير مختار از شما تقاضا دارند بعراق عرب ميرويد مطالعه كنيد اگر روزى دولت ما بخواهد آنجا تصرفاتى بكند رؤساى مذهب شيعه ساكنين آنديار با ما چه معامله خواهند كرد . بديهى است از اهميت انداختن مركزيت رياست روحانى شيعه مذهب را در عراق عرب از مقاصد مهم انگليسيان است خصوصا بعد از وقوع جنگهاى اعراب در آن ديار با قشون انگليس و دخالت نمودن رؤساى روحانى مزبور در آن زد و خوردها و حتى حضور خود و يا اولادشان در ميدانهاى جنگ كه شرح آن وقايع را در تاريخهاى معاصر بين النهرين بايد خواند . و مخصوصا مرقومات دو رئيس روحانى ايرانى شيعه در آن موقع كه بر ضد تجاوزات و تصرفات انگليس در بين النهرين صادر شد و موجب زحمت زياد براى انگليسيان شد يعنى آقا ميرزا فتح اللّه شريعت اصفهانى و آقا ميرزا محمد تقى شيرازى كه براى برهم زدن اين نفوذ روحانى بيشتر مصمم شدند در اين صورت تشكيل شدن مركز روحانى قم و اخراج رؤساى روحانى از عراق عرب با آن وضع فجيع و توقف طولانى آنها در قم بلا تكليف با هرچه دربر دارد پيداست از روى چه سياست مىباشد و بالاخره بعد از نااميد شدن رؤساى روحانى مزبور از اينكه بر اقدامات سلطان احمد شاه پادشاه شيعه و يا رؤساى روحانى ايران و تجار و اعيان و اشراف مملكت در خاتمه يافتن بدبختى و بىتكليفى آنها اثرى مترتب بوده باشد سردار سپه قدم پيش نهاده با شرط اينكه رؤساى روحانى در عراق عرب بوجه من الوجوه در